شعرگونه های حجم مسافر

شیداگونه رقص انگشتانم بر صفحه کلید خاکستری

نرم نرمک می رسد اینک بهار

شکوفه‌ها را به شاخه‌های سرمازده می‌آویزم

تا که خاطره بهار پادرمیانی کند

قهر آفتاب و زمین را 

   + موژان ; ٩:٥٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

از دست می رود...از دست می روم... از دست می رویم...

چشم انتظار ضیافت خورشید

روزها را می‌شماری

حواست نیست که این

آدمک برفی که ساخته‌ای

با زمستان از دست می‌رود

   + موژان ; ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

...ولی افتاد مشکل ها

عجیب نمی‌گذرند این‌روزها

دقایق اضافی سکوت

که در انتظار شکستن

فریاد روی فریاد می‌گذارند

و تلنبار می‌شوند.

   + موژان ; ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

صادرات بی‌رویه

کاش کسی در صدر اخبار می‌نوشت،

هر روز

با تیتر بزرگ:

«صادرات بی‌رویه محصولات بدون جایگزین»

 

پایانی نیست

مهاجرت مداوم تکه‌های روح و روان‌مان را

که لحظه به لحظه پاره‌پاره می‌کند

جان‌مان

تن‌مان

وطن‌مان را 

   + موژان ; ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

خشم

خشم را که می‌بلعی

نجویده و بی‌تامل

می‌خراشد به زخمی که هرگز التیام نخواهد یافت

 زان‌پس با هر نفس

درد گریبان‌ت را می‌گیرد

   + موژان ; ۱:٥۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()