شعرگونه های حجم مسافر

شیداگونه رقص انگشتانم بر صفحه کلید خاکستری

 

ايستاده ام باز،

تا چشمهايت به سويم بچرخند

      و نگاه پاييزی ات را به رويم بريزند

                   و من رنگ رنگ شوم اما...

ايستاده ام باز،

تا نگاه از نگاهت بدزدم،

تا که لبخندم ميزبان سکوتت باشد،

تا که چشمهايم را برگيرم از رنگهايت

مباد که اشتياق اين دو سياه را ببينی و باز...

من بمانم و دو چشم رنگي ام

من بمانم و بوی پاييز...

 

 

22/مهر/1383

 

   + موژان ; ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۳
comment نظرات ()