شعرگونه های حجم مسافر

شیداگونه رقص انگشتانم بر صفحه کلید خاکستری

گرنکنی بر دل من رحمتی... وای دلم، وای دلم، وای دلم...

با نگاهم قابت گرفتم

لبخندت آرام

وسرت که خم شد

و چشمانت که به پاهايت

و دستهايت که

                سلام،

                   يا خداحافظ...!

نمی دانم تاب خواهد داشت يا نه

ديوار دلم

به آويختن قابی ديگر...

 

 

   + موژان ; ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۳
comment نظرات ()