شعرگونه های حجم مسافر

شیداگونه رقص انگشتانم بر صفحه کلید خاکستری

 

بنويسم:

از كنار هم مي گذريم

بدون آنكه چشمهايمان

پرپر يكديگر باشند؛

بنويسم:

از كنار هم مي گذريم

بدون آنكه دستهايمان

به دنبال شانه هاي يكديگر باشند؛

بنويسم:

از كنار هم مي گذريم

بدون آنكه لبهايمان

به لبخندي از سر آشنايي...

نمي دانم بنويسم

كه دلهايمان نيز...

بنويسم؟!...

بنويسم

از كنار هم مي گذريم،

از كنار هم مي گذريم...

فقط و فقط بنويسم

از كنار هم مي گذريم...

   + موژان ; ٢:۳٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٤
comment نظرات ()