شعرگونه های حجم مسافر

شیداگونه رقص انگشتانم بر صفحه کلید خاکستری

 

من اشك نريختم،

گله نكردم،

چشمهايم مدام بهانه ات را نگرفت،

بر شاخه درخت پير،

غمگنانه گوشه نگرفتم...

خنديدم،

آواز خواندم،

 سرخوشانه گرد تو

 پرواز كردم،

 رقصيدم...

شادمانه مي خواستم تو و خويش را،

گناه هم اين بود...

   + موژان ; ٢:۳۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٤
comment نظرات ()