شعرگونه های حجم مسافر

شیداگونه رقص انگشتانم بر صفحه کلید خاکستری

 

تو خودِ خودت باشی

 يا حتی تنها توهمی از خاطره يک نام،

اين چند سطر را

به قرمزی و زردی آفتاب يک روز شاد زمستانی

آذين می بندم

تا که لبخندگونه ای

        -نه از سر بی خيالی-

بر چشمانت بنشيند.

ولی باور کن که من

           همانقدر که به خنديدن

به غمگنانه نوشتن نيز

                     معتاد شده ام.

 

 

   + موژان ; ۸:۳۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٤
comment نظرات ()