شعرگونه های حجم مسافر

شیداگونه رقص انگشتانم بر صفحه کلید خاکستری

دستهايی که ناجوانمردانه زير خاک شدند...

گريستن دردم را دوا نمی کند

فقط دستهای کوچکت را می خواهم

که تسکين تمام دردها بود،

به دستهايت که اکنون سالهاست

زير خروارها خاک مدفونند

فکر که می کنم

بغض امانم نمی دهد...

 

 

   + موژان ; ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()