شعرگونه های حجم مسافر

شیداگونه رقص انگشتانم بر صفحه کلید خاکستری

 

چند تا چهار گوش و يک سه گوش،

خطهای درهم دود...

يادش به خير!...

خانه های کودکی هميشه گرم بود...

دايره زرد و لبخند گشاد آفتاب،

لکه های سفيد ابر...

يادش به خير!...

آسمان های کودکی هميشه آبی بود...

مژه های بلند دخترک و لب های سرخ غنچه،

دستش به گرفتن چيزی، دراز...

گل پنج پر ساقه بلند،

پسرکی با بند شلوار آبی...

يادش به خير!...

عشق های کودکی هميشه پاک بود...

 

   + موژان ; ٥:٤٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۸٥
comment نظرات ()