چند تا چهار گوش و يک سه گوش،<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خطهای درهم دود...

يادش به خير!...

خانه های کودکی هميشه گرم بود...

دايره زرد و لبخند گشاد آفتاب،

لکه های سفيد ابر...

يادش به خير!...

آسمان های کودکی هميشه آبی بود...

مژه های بلند دخترک و لب های سرخ غنچه،

دستش به گرفتن چيزی، دراز...

گل پنج پر ساقه بلند،

پسرکی با بند شلوار آبی...

يادش به خير!...

عشق های کودکی هميشه پاک بود...

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
آتنا

اووووووووووووووووووووووووووووووووول!!ممنونم که سر زدی بازم بيا اون طرف ها!!

-

لازم به ذکر است که این دخترک دستش را برای گرفتن چیزی دراز کرده بوده، نه اینکه توی دستش یه چیز دراز بوده. اشتباه نشه.

موژان

ای بابا... :)) يه بار که گفتم راس می گه... الان اينم درست می کنم.. يه ويرگول از قلم افتاده که اين حرفارو نداره!

-