خانه‌ات آباد ای ویرانی سبز عزیز من ای زبرجد گون نگین، خاتمت بازیچه‌ی هر باد

خفگی لذیذ پرتمنا

لابه‌لای عطر علف باران‌زده نیمه‌شب‌های تابستانی

ولع پایان‌ناپذیر شش‌ها

در فرو بردن رطوبت غلیظ

رطوبت نفس‌گیر

که گره می‌خورد در گلو

و ورم می‌کند

دَم

دَم

...

دَم

...

خفگی لذیذ پرتمنا...

/ 1 نظر / 16 بازدید
نعنا

بدون بازدم، باز دم...