من اشك نريختم،<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گله نكردم،

چشمهايم مدام بهانه ات را نگرفت،

بر شاخه درخت پير،

غمگنانه گوشه نگرفتم...

خنديدم،

آواز خواندم،

 

سرخوشانه گرد تو

 

پرواز كردم،

 

رقصيدم...

شادمانه مي خواستم تو و خويش را،

گناه هم اين بود...

/ 0 نظر / 2 بازدید