هنوز هم دست‌هایت طرح خداحافظی را با اصرار کودکانه‌ای در خاطرم نقاشی می‌کنند

 

می‌نویسم سکوووت

...

نگاه به انگشتان دست هایم می‌کنم

که سال‌هاست کم می‌آیند برای شمردن نبودن‌ات

می‌نویسم

...

پویان

/ 8 نظر / 20 بازدید
شادی

می نویسم .. اشکان :(

رهگذری تنها

این همه واژه و من از سکوت لبریزم انگار کابوس این روزهای خاکستری سایه انداخته به خیال من... "محمد رحمتی" عالی می نویسی رفیق... قلمت سبز و دلت شاد [گل]

خان عمو

[ابرو]

فاطمه رجبی

می نویسم احمدی نژاد :(

احمدی نژاد

می نویسم مشایی

roshanak

دایره واژگانت کم است دوست عزیز ولی پر است از احساس. شاد باشی

رضا

عالی بود...

خب من برم سراغ وبلاگ بعدی. شاید اگه بیشتر تلاش کنی از این معمولی بودن کسل کننده در بیای.