آفتاب در دل من

پیاده‌روها را با گام‌های تو دوست دارم

آن‌گاه که درگیر خط‌های نامرتب سنگ‌فرش نمی‌شوند

لی‌لی ناشیانه من تا گرفتن سر انگشتانت

و قهقهه‌ کش‌دارت که چرت سرما را هم پاره می‌کند

بلند بلند می‌گویم

من هیچگاه

هیچ‌گاه

چون لحظه‌ای که می‌خندی

خوش‌بخت نبوده‌ام

بگذار تا دورترین ابرها هم بدانند

با نگاهت

آفتاب

در دل من خانه می‌کند.

/ 4 نظر / 12 بازدید
خان عمو

خیلی ممنون از متنی که نوشتید لطف کردید

leili

:* maaaaaaaaach

shadi

hich midoonesti man cheghad dooset daram mooji[ماچ]

علیا

ااین بی نظیره موژ !!!