تو پروازی

پرنده کوچک از نفس تو جان میگیرد

پرنده کوچکِ کز کرده

لرزیده از سرمای بیرحم زمستان،

ترس لذیذ پر گشودن را

در امنیت دستان تو تکرار میکند.

آسمان امن است با صدای تو

پناه نیستی تو دیگر

تو پروازی

تو بال میدهی

و پرنده کوچک

جلد صدای تو است.

 

/ 5 نظر / 11 بازدید
behzad

خیلی خوب مینویسی از اینا خوشم اومد: جلد صدا بگذار تا دورترین ابرها هم بدانند با نگاهت آفتاب در دل من خانه می‌کند. لینکی. [گل]

مهدي

متنت برام جالب بود اتفاقي ديدمش ممنون و موفق باشي

خان عمو

سلام سال نو مبارک[گل]

عادل

سلام ... حسو و حال وبلاگتون خیلی سنگینه.....تندرست و موفق باشید... علل الخصوص تم وبلاگتون...