گرنکنی بر دل من رحمتی... وای دلم، وای دلم، وای دلم...

با نگاهم قابت گرفتم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

لبخندت آرام

وسرت که خم شد

و چشمانت که به پاهايت

و دستهايت که

                سلام،

                   يا خداحافظ...!

نمی دانم تاب خواهد داشت يا نه

ديوار دلم

به آويختن قابی ديگر...

 

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
mpoorta

دير به دير نميام وبلاگ اصلی اين نيست جناب باستان.

شايد جمعه

اين كار هم بد نبود/......گناه ما شايد اينست/...اندكي شاعر تريم