<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

شوق کودکانه من به ديدار شهر رنگين کمان

     در اين کوچه پس کوچه های خلوت و خاک آلود می سوزد،

اينجا ايستاده ام تنها و بی نصيب

   چشمهايم بهانه روزهای شلوغ و رنگارنگ شهر کوچکم را می گيرند،

و من از خودم متنفرم،

از خودم متنفرم که باور داشتم

      دستهای تو از جنس آفتاب و باران است....

 

/ 0 نظر / 2 بازدید