قرنطینه

این عکس‌ها با نیش‌های باز فراموش شده‌شان

حال مرا بهتر نمی‌کنند

صدای قهقهه هیچ‌کس هم علاج کار نیست

در بسته‌است

حتی به روی تو.

تنها پتو می‌خواهم و چای گرم

بسته‌ی دستمال کاغذی

و آفتابی که روی فرش پهن باشد.

زکام نیست

لرز تنهایی در جانم نشسته‌است

/ 1 نظر / 11 بازدید
مهرگان

مسافتی بعید است . . . مسافتی بعید است از شهوت شلیک در عبور از شهوت شلیک دمادم مسافرتی بعید است در هوای رقیق تا رسیدن به غنچۀ تهران خوشا کسی که ینصرنی کسی که سکوت مرا ینصرنی