چشمهايم چهار فصل اند،<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

تو را که می بينم غمگين،

                      زمستان است،

اشکهايم يخ بسته و جاری نمی شوند؛

 

چشمهايم چهار فصل اند،

تو را که می بينم شاد،

                     تابستان است،

گر می گيرند اشکهايم و جاری نمی شوند؛

 

چشمهايم چهار فصل اند،

و تو را که نمی بينم

    نمی دانم بهار است يا پاييز،

چشمهايم

        فقط می بارند...

 

 

10/دی/1383

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
ونوس

در کدامين روز در قاب خاطرم تصوير ميشوی؟

احمد

وبلاكت رو خوندم حرفهايي تنهايت زيبا بود

علیا

حرف نداشت