سینه از عطر توام سنگین شده

پایم می‌لغزد از این سربه هوایی و

هراس نبودنت در دلم می‌پیچد

چیزی فرو می‌ریزد درون من انگار 

دست‌هایم نه از این سوز بی‌وقت زمستانی

که از وحشت نداشتن دست‌هایت می‌لرزند

راه گلو بسته‌ست و چشم‌هایم تب‌دار

نفس برای من بیار عزیزترین

نفس بیار

/ 3 نظر / 24 بازدید
بچه تهرون

زمانه همین است مسیر مهاجرت از شکل قلب به شکل تیغه ای کُشنده همیشه هموار تر است شاد باش

خان عمو

ببخشید یه سوال دارم میشه بگی امپورتا یعنی چی؟

roshanak

هراسم نیست از تنهایی آغوش می خواهم.